تو در سپیدی برگ های دفتر دلمان جریان داری.تو بودی و کوله باری از مهر؛ما بودیم و تشنگی در وادی محبّت تو ما بودیم و خانه های دلمان در آستانه چلچراغی از مهربانی ات.بر لبت باران نور بود و دل ما کویر تاریکی؛قطره قطره بر سطح ترک خورده زمین دلمان باریدیو علم در ما جوانه زد.نگاهت، مکتب عشق بود و ما مکتب نشین چشم هایت بودیم.ما دست در دست تو نهادیم تا راه پرپیچ و خم زندگیرا با تو گام برداریم.دل به دل ما سپر
برچسب: خسته,معلم,
نویسنده: الینا رضوانی
تاريخ: پنجشنبه
23 شهريور
1396 ساعت: 0:41